بررسی و مبانی ، اصول و برنامه های پلیس ترمیمی(میانجیگری پلیسی)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

چکیده

تحقق اهداف عدالت ترمیمی مستلزم وجود کنشگرانی است که ضمن آشنایی با مبانی و اهداف عدالت ترمیمی، به اصول آن نیز اعتقاد داشته باشند. بدون شک نقش پلیس در رویکرد بزه دیـده محـور و اجـرای برنامـه هـای عدالت ترمیمی بی بدیل است. زیرا پلیس نهادی است که در اکثر کشورها عموم مردم به آن اعتمـاد دارند و به دلیل این اعتماد در مراحل نخستین بزه دیدگی به آن مراجعه می کنند. لزوم پاسـخگـویی سریع و مؤثر پلیس به پدیده مجرمانه و استفاده از برنامـه هـای ترمیمـی در زمـان مناسـب، ضـمن جلوگیری از گسترش انتقام های شخصی، بزه دیدگی ثانویه، اطاله دادرسی و مراجعه بی مورد افراد به نظام کیفری، باعث التیام آلام و جبران خسارات مادی و معنوی بزه دیده خواهد شد. موفقیت پلـیس در ایـن راه مسـتلزم تغییراتی در ساختار و نیز تغییر نگرش پلیس است. تغییر راهبرد از سیاستهای خشن بـه سیاسـتهـای جنـایی مشارکت محور و نیز حرکت در مسیر حاکمیت الگوی پلیس اجتماع محور از جمله ایـن الزامـات اسـت. بنابراین باتوجه به اهمیت نقش پلیس در اجرای عدالت ترمیمی و نتایجی که از اجرای این برنامـه هـا در نظام قضایی آشکار می گردد، لزوم اعطای اختیارات قانونی به پلیس، تـأمین منـابع انسـانی آمـوزش دیده، اهتمام به مباحث جامعه محوری پلیس و التفات به اجرای حقـوق شـهروندی ضـرورری مـینمایاند. روش تحقیق حاضر از نظر اهداف کاربردی و از نظر ماهیت مطالعة توصیفی تحلیلی با استفاده از روش کتابخانه ای و اسنادی می باشد.

کلیدواژه‌ها


عنوان
بررسی و مبانی ، اصول و برنامه های پلیس ترمیمی)میانجیگری پلیسی(
1.بهروز حسینی نژاد
کارشناس ارشد حقوق عمومی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز و مدرس دانشگاه
آدرس الکترونیک: b.hosseini56@hran.ir
2.رستم علی اکبری
داشجوی دکتری حقوق جزا وجرم شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه
3.جبار پیوسته
کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان
4.منصور بیگلری
کارشناس ارشد حقوق جزا وجرم شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان
چکیده
تحقق اهداف عدالت ترمیمی مستلزم وجود کنشگرانی است که ضمن آشنایی با مبانی و اهداف عدالت ترمیمی، به اصول آن نیز
اعتقاد داشته باشند. بدون شک نقش پلیس در رویکرد بزه دیده محور و اجرای برنامه های عدالت ترمیمی بی بدیل است.
زیرا پلیس نهادی است که در اکثر کشورها عموم مردم به آن اعتماد دارند و به دلیل این اعتماد در مراحل نخستین بزه دیدگی
به آن مراجعه می کنند. لزوم پاسخگویی سریع و مؤثر پلیس به پدیده مجرمانه و استفاده از برنامه های ترمیمی در زمان
مناسب، ضمن جلوگیری از گسترش انتقام های شخصی، بزه دیدگی ثانویه، اطاله دادرسی و مراجعه بی مورد افراد به نظام
کیفری، باعث التیام آلام و جبران خسارات مادی و معنوی بزه دیده خواهد شد. موفقیت پلیس در این راه مستلزم تغییراتی
در ساختار و نیز تغییر نگرش پلیس است. تغییر راهبرد از سیاست های خشن به سیاست های جنایی مشارکت محور و نیز
حرکت در مسیر حاکمیت الگو ی پلیس اجتماع محور از جمله این الزامات است. بنابراین باتوجه به اهمیت نقش پلیس در
اجرای عدالت ترمیمی و نتایجی که از اجرای این برنامه ها در نظام قضایی آشکار می گردد، لزوم اعطای اختیارات قانونی به
پلیس، تأمین منابع انسانی آموزش دیده، اهتمام به مباحث جامعه محوری پلیس و التفات به اجرای حقوق شهروندی
ضرورری می نمایاند. روش تحقیق حاضر از نظر اهداف کاربردی و از نظر ماهیت مطالعة توصیفی تحلیلی با استفاده از روش
کتابخانه ای و اسنادی می باشد.
کلید واژه ها: میانجیگری، پلیس ترمیمی، عدالت ترمیمی.
مقدمه
عدالت ترمیمی 1، الگویی است که در اوایل دهه 1891 تحت تأثیر نتایج بزه دیده شناسی حمایتی و در راستای
تجربه قضازدایی کشورهای آمریکای شمالی، وارد ادبیات جرم شناسی کانادایی- آمریکایی گردید. این مفهوم
تحت عناوین دیگری همچون عدالت نرم 1)غیرخشن(،عدالت مصالحه ای یا سازشی 2)عدالت محلی( و عدالت
افقی 3 نیز مطرح شده است. عدالت ترمیمی اقدامی است که قبل از هر چیز، به دنبال اجرای عدالت از رهگذر
جبران و ترمیم خسارت و صدمات ناشی از ارتکاب جرم است. ) (Peters,2001: 121 در واقع عدالت ترمیمی
فرآیندی است که طی آن طرف هایی که به - گونه ای در جرم خاصی نقش دارند، گرد هم آمده تا درباره نحوة
رویارویی با جرم ارتکابی و ترمیم پیامدهای آتی آن تصمیم مشترک اتخاذ نمایند. ) :37 ,1996 Marshall )
به دیگر سخن، عدالت ترمیمی رویکرد مبتنی بر حل و فصل جرم است که همه طرف های ذینفع و به طور
کلی جامعه را در یک رابطه پویا با نهادهای قانونی و پلیسی، مرتبط و درگیر می سازد. فرآیند عدالت
ترمیمی درصدد جبران تمام خسارات و ترمیم آثار آنها اعم از مادی و معنوی و از همه مهمتر درد و رنج
1113 : عاطفی و روانی است )نجفی ابرندآبادی، 1393 .)
1.پلیس و عدالت ترمیمی
عدالت کیفری، مفهومی شناخته شده در ادبیات معاصر حقوق جهان است، به ویژه زمانی که این واژه را در
زبان فارسی به کار می بریم، رایج ترین الگوی آن یعنی الگوی سزادهی به ذهن متبادر می شود. سزدر عدالت ا
دهنده به استحقاق بزهکار بر کیفر تأکید می شود . در تقابل، با این الگو، پارادایم ترمیمی به عنوان پارادایم
نوین عدالت کیفری ظهور کرده و در حال حاضر به عدالت ترمیمی شهرت یافته است . طرفداران عدالت ترمیمی
معتقدند که الگوی سزادهی عدالت کیفری در مبارزه با بزه شکست خورده است. و نرخ بزه افزایش و تکرار
----------------------------------
1 .Restorativ justice.
2. Soft justice.
3. Compassionate justice.
4. Horizontal justice.
جرم به یک هنجار تبدیل شده است و اکثر کسانی که محکوم می شوند بعد از طی دوران حبس، دوباره مرتکب
بزه می شوند. بنابراین به اندیشه های جدید در قلمروی حقوق کیفری نیاز داریم که این اندیشه ها
امروز تحت عنوان عدالت ترمیمی در حال گسترش است عدالت ترمیمی به دنبال ترمیم روابط آسیب دیده
بین بزه دیده، بزهکار و جامعه است. مهم ترین فرآیندهای ترمیمی عبارتند از: میانجی گری کیفری، آشتی،
.)31-21 : نشست های گروهی و خانوادگی و حلقه های تعیین مجازات)شیری، 1391
عناصر تشکیل دهنده عدالت ترمیمی عبارتند از:
.1 داوطلبانه بودن: یکی از عناصر اصلی فرایند عدالت ترمیمی شرکت داوطلبانه بزه دیده و بزهکار می
باشد.
.2 اظهار حقیقت: پیش شرط شرکت در فرآیندهای ترمیمی، پذیرش مسئولیت به جای انکار بزه است.
.3 رود در رویی: در فرآیند ترمیمی، بزه دیده و بزهکار رو در روی یکدیگر و با کمک و مساعدت میانجی به نقل
ماجرا می پردازند.
.4 توافق: یکی دیگر از عناصر اصلی فرآیند ترمیمی، توافق بزه دیده و بزهکار بر سر نحوه جبران آسیب و پاسخ
به بزه می باشد.
.1 حمایت: در فرآیند ترمیمی، بر جنبه های حمایتی از بزه دیده، بزهکار و اشخاص آسیب پذیر تأکید شده
است.
.1 غیرعلنی و محرمانه بودن: یکی دیگر از عناصر بسیار مهم فرآیندهای ترمیمی، غیرعلنی و محرمانه
.)131 : بودن آن است.)بارانی و یار احمدی، 1381
بنابراین به این نتیجه می رسیم که عدالت ترمیمی، مدلی از مشارکت عمومی از طریق درگیر کردن گروه ها و
اشخاص مختلف، به عنوان یک عامل مهم دریافتن راه حل های مؤثر و پایدار را ارائه می دهد. و به
عنوان جزئی از پیشگیری اجتماعی می باشد. رواج برنامه های میانجیگری منجر به مشارکت فعال و پایدار بین
شهروندان و نهادهای اجتماعی از قبیل آموزش و پرورش، اداره اصلاح و تربیت شده و توان مضاعفی را
در کار با پلیس ایجاد می کند حل و فصل جرائم خرد از طریق میانجیگری و مصالحه، به عنوان
ابزارهای مؤثر پیشگیری مطرح شده است و این روش باعث کاهش هزینه های دادرسی شده و
بزهکاران را از طریق مشارکت مسئول تر می سازد.
2.پلیس ترمیمی یا میانجیگری پلیسی
در نظام عدالت کیفری پلیس دارای نقش و جایگاه ویژه و حساسی است بطوری که عمدتاً از آن به عنوان
دروازه بان نظام عدالت کیفری یاد می شود در واقع پلیس دارای قدرت تصمیم گیری و مصلحت اندیشی و
: اعمال نظر بالا، قدرت انعطاف و تأثیرگذاری ویژه بر نظام عدالت کیفری و نتایج آن است)غلامی، 1391
24 (. دربیشتر قضایا این پلیس است که برای اولین بار باید با بزهکار و بزه دیده روبرو شود . او هست که باید
مشخص کند که آیا یک موضوع دارای جنبه و وصف قضایی هست و قابلیت تعقیب دارد یا خیر . او هست
که باید تصمیم بگیرد که نسبت به توقیف بزهکار و یا متهم اقدام بکند یا خیر و هم اوست که باید به نیازهای
بزه دیدگان در اولین برخورد یک مرجع رسمی، فردی که نسبت به او قانون نقض شده، توجه کند. در
بسیاری از نظام های حقوقی به همان ترتیب که بیشتر وارد فرآیند رسمی رسیدگی می شویم از قدرت
انعطاف پذیری اعمال نظر تصمیم سازی مستقل مراجع ذیربط نیز کاسته می شود . اعطای اختیارات
بیشتر به پلیس جهت اعمال صلاحدید خود از جمله موضوعاتی است که امروز محل بحث می باشد.پلیس به
عنوان نماینده رسمی حکومت از رابطه منحصر به فردی با جامعه ای که در آن بیشتر می برد برخوردار است
این در حالی است که سایر مراجع دولتی همانند دادستان ها و قضات و ... همواره با فاصله طولانی نسبت
به مردم و قضایای کیفری قرار دارند. درست به همین دلیل است که همواره پلیس در جامعه دارای جایگاه و
شأن ویژه ای است. در طول دهه های گذشته به دنبال تغییرات صورت گرفته در نهادهای سیاسی، خانواده،
گروه های اجتماعی و کاری و .... به نحو خاصی بر مفاهیم قانون و نظم تأکید شده است. بدون تردید یکی از
اهداف چنین تأکیداتی، هدف سیاسی به منظور تثبیت حاکمیت و قدرت دولت بوده است . در این راستا پلیس
آرام، آرام و بیش از پیش در دستان دولت قرار گرفته و مرز میان دولت و پلیس به عنوان رابطه جامعه و دولت
تا حد زیادی مخدوش شده است در نتیجه پلیس ابزار مداخله دولت و ابزار اعمال حاکمیت آن شده و به
عنوان مجری قانون بیشتر دارای نقشی واکنشی یا پسینی گردید و در نتیجه چنین تعریفی از جایگاه و
وضعیت پلیس است که امروزه پلیس باید بیشتر به دادگاه و نتایج تصمیمات آن نگاه کند تا به صلاحیت ها
و قابلیت های خود. بر این اساس پلیس به جای اینکه از قابلیت های خود استفاده کند باید تحت
.)11 : تصمیمات مراجع ذیربط قضایی و به اصطلاح به عنوان ضابط عمل کند )محمد نسل، 1391
امروزه تلاش برای افزایش اعمال صلاحیت مستقل توسط پلیس بیشتر شده لیکن نکته اساسی آن است
که تحت چه قالب و ساختاری می توان از پلیس به عنوان جایگزینی برای رسیدگی رسمی قضازدایی و
اصطلاحاً به عنوان یکی از ابزارهای قضازدایی استفاده نمود. پاسخ به این پرسش در درک به این ضرورت نهفته
است که امروزه مضار و معایب ارسال کلیه قضایا و پرونده ها به محاکم بیش از پیش نیز آشکار شده است
بنابراین به دنبال ساختاری جهت جلوگیری از ارجاع کلیه مسائل به مراجع رسمی و قضائی نیز باید بود.به
نظر می رسد مدل ترمیمی با تأکید بر برنامه نشست گروهی می تواند زمینه و شرایط تحقق چنین نیازی را
فراهم نماید.
3.تفاوت پلیس سنتی با پلیس ترمیمی
مدل ترمیمی عدالت، در راستای جامعه محوری پلیس و گرایش از سمت پلیس سرکوبگر و دولتی به سمت
پلیس مسئله محور و مردمی است. مهم ترین تفاوت های پلیس سنتی، یعنی پلیس قدرت محور، دولت محور یا
واقعه محور با پلیس ترمیمی یا خدماتی یا ارائه کننده خدمات را می توان به این ترتیب خلاصه کرد:
1.پلیس سنتی واکنش گراست، در حالی که پلیس ترمیمی کنشگر و به اصطلاح پیشگیرانه است.
2.پلیس سنتی متمرکز به اجرای قانون است، ولی پلیس ترمیمی مسئله محور است.
3.پلیس سنتی تا حدودی نظامی مسلک است، در حالی که پلیس ترمیمی از دل جامعه و با جامعه و با رعایت
آداب و رسوم جامعه عمل می کند.
4.پلیس سنتی دارای سلسله مراتب است و خود را در مقابل مافوق و سلسله مراتب خود مسئول می داند، در
حالی که پلیس ترمیمی خود را در مقابل جامعه مسئول می داند.
1.رفتار پلیس سنتی اصولاً بر تقبیح و سرزنش است،در حالی که پلیس ترمیمی اصولاً با تأکید بر رعایت احترام
با بزهکاران و بزه دیده گان رفتار می کند.
1.پلیس سنتی گذشته گراست، اما پلیس ترمیمی آینده گراست.
1. پلیس سنتی فقط ضوابط و مقررات را عمل می نماید، در حالی که پلیس ترمیمی به حقوق بزه دیده گان،
شهود و بزهکاران نیز توجه می کند.
9. پلیس ترمیمی اولویت ها، مسائل و پاسخ ها را از جامعه و نیازها و ضرورت های جامعه دریافت می کند، در
حالی که پلیس سنتی)دولت محور( چنین اولویت ها، مسائل و پاسخ گویی ها را از دولت دریافت می
.)19 : کند.)سلیمی، 1381
3.کنشگری )فعالیت( ترمیمی توسط پلیس
پلیسی گری ترمیمی 1یا گفتمان سازی مقوله عدالت ترمیمی در میان مأموران پلیس به دنبال حاکم نمودن شکل
جدیدی از تفکر در بین مأموران پلیس است که به ایشان القاء نماید که در تمام زمان - ها، مکان ها، موضوعات
و افراد باید به صورت ترمیمی بیندیشند و عمل نمایند. تعمیم این نوع تفکر و عملیاتی آن علاوه بر نیاز به
گفتمان سازی، مستلزم تهیه مقدمات آن است. هر چند حضور پلیس در برنامه های ترمیمی دارای مزایای
فراوانی است، لیکن آسیب هایی را نیز به دنبال دارد که از آن جمله می توان به تعمیم شبکه
رسمی کنترل اجتماعی از طریق ورود نهادهای مدنی ) (Braithwaite, 2002: 78 ابهام و اجمال
در تعیین اختیارات پلیس و امکان عدول از انجام وظایف و عدم عملکرد واقعاً ترمیمی اکثر مأموران پلیس
( Ashworth, 2002: 578 )
تأثیرپذیری پلیس به عنوان نهادی رسمی از سیاست های حکومت که ممکن است مدل های ترمیم مدار
را تا مرز سیاست های عوام گرایانه سوق دهد، عدم کنترل بر عملکرد ترمیمی پلیس، نتایج معکوس حاصل
از عملکرد غیر صحیح پلیس به خطرافتادن نظم و امنیت و یا حقوق مسلم افراد در صورت تسامح و تساهل در
انجام وظایف و.... اشاره کرد. برای رفع این آسیب ها باید تغییراتی را در راهبردها و سیاست های حاکم بر
سازمان پلیس انجام داد و ضابطه مندی را بر فرآیند اجرای برنامه های ترمیمی پلیس حاکم نمود.
4.بایسته های ساختاری و مأموریتی فعالیت ترمیمی پلیس
پلیس در مفهوم سنتی اصولاً مسئول اجرای قانون از طریق خط مشی هایی است که از طرف حکومت
القاء شده و اغلب باعث برچسب زنی و بدنامی عده ای از افراد می گردد. با این پیشینه و در این جایگاه،
انتظار از پلیس برای اینکه مجری منصف و بی طرفی در اجرای برنامه های ترمیمی باشد، انتظار به جایی
نیست.) (Young & Hoyle, 2003: 289 لذا اجرای عدالت ترمیمی نسبت به بزه دیدگان توسط پلیس
مستلزم تغییر راهبردهای سازمانی و فرهنگی و وجود مقدمات و زمینه - های لازم است که در صورت وجود آنها
می توان به اثربخشی برنامه های عدالت ترمیمی امیدوار بود .
الف( تغییر راهبرد از سیاست های خشن و سرکوبگر به سیاست های جنایی مشارکت محور معمولاً آنچه از
اقدامات پلیس و به طور عام نظام عدالت کیفری به ذهن متبادر می شود، سیاست های خشن و
سزاگراست. این اقدامات قبلاً در قالب مکتب کلاسیک حقوق کیفری و امروزه در جنبش بازگشت به کیفر در
چهارچوب عدالت استحقاقی تعمیم یافته است. این سیاست در پرتو روابط پلیس با حکومت و نه در سایه
مسئولیت های پلیس در برابر شهروندان شکل گرفته و تعریف می شود. در این نظام بزه دیده به عنوان منبعی
جهت نیل به شواهد و مدارک شناخته می شود که به حکومت در راستای نیل به اهداف اولیه خود که همانا
نظم و امنیت است، کمک می کند و به عبارت دیگر بزه دیدگان به پلیس خدمات می دهند. در مقابل، سیاست
جنایی در مفهوم موسع، بزه دیده را عنصری فعال در روند عدالت جزایی شناخته که از حقوق فراوانی برخوردار
است و کنشگران از جمله پلیس، در حال خدمت به بزه دیدگان هستند) (Hoyle, 2012: 361 .
5.مبانی نظری پلیس ترمیمی
در واقع این مبانی نظری را می توان در سه رویکرد مبنا مورد توجه قرار داد.
5-1 .رویکرد پلیس مسئله محور)جامعه محور(در مقابل پلیس قدرت محور) دولت محور(
یکی از مبانی توجیهی نقش ترمیمی برای پلیس، پلیس مسئله محور و جامعه محور است. پلیس جامعه
محور در مقابل پلیس دولت محور دارای اهدافی از قبیل پیشگیری از جرم، ارتقاء سطح زندگی، تغییر
رویکردهای واکنشی نسبت به جرم و کاهش ترس از آن و اتخاذ و رویکردهای پیشگیرانه جهت حل و فصل
مشکلات و به طور کلی تغییر عملکرد پلیس از پلیس قدرت محور به پلیس ارائه کننده خدمات است پلیس
جامعه محور در جستجوی افزایش رضایت عمومی از پلیس، افزایش تعداد داوطلبان، ارتقاء رضایت کادر
پلیس از موقعیت خود و افزایش کارایی و تأثیرگذاری آن است. برخی دیگر به جای پلیس جامعه محور از
پلیس مسئله محور یاد کرده است بدون تردید بنیانگذار چنین مفهومی هرمن گلدشتاین است . او
تأکید می کند پلیس مسئله محور درمقابل پلیس واقعه محور دارای هدف گسترده تر یعنی شناخت و
تجزیه و تحلیل مسائل و مشکلات درجامعه و حل و فصل آن است در این رابطه مهم ترین عامل، مشارکت
دادن حداکثری جامعه جهت حل و فصل مشکلات خود است. از دیدگاه گلدشتاین وظیفه کنترل اجتماعی
بر عهده شبکه های اجتماعی است که پلیس تنها یکی از حامیان و تسهیل کننده های آن می باشد
.)142 : )ترویانوویچ و باکوروکس، 1393
از این نظر خود اجتماع، باید وظیفه سیاست گذاری را بر عهده گرفته، مسئولیت پذیر شود. گلدشتاین
معتقد است که دلایل متعددی جهت توجیه ضرورت استفاده از کنترل های غیررسمی به جای کنترل
های رسمی وجود دارد. اول آن که، استفاده از کنترل های غیررسمی به عنوان بخشی از ظرفیت موجود در
هر اجتماع برای مقابله با مسائل و مشکلات مؤثرتر است. دوم آن که، استفاده از این ظرفیت ها موجب اجرا و
تقویت وظیفه تسهیل کنندگی پلیس برای کنترل مسائل توسط اجتماع می شود و سوم آن که، چنین
رویکردی موجب کاهش توسل به مداخلات رسمی نیز می گردد.
5-2 .نظریه شرمساری بازپذیر کننده
نظریه دومی که می تواند جهت توجیه نقش ترمیمی پلیس مورد استفاده قرار بگیرد نظریه شرمساری
بازپذیر کننده کننده جان برایت ویت جرم شناس استرالیایی است. این نظریه که در واقع مبنای بسیاری از
اقدامات پلیس ترمیمی، یا پلیسی گری ترمیمی از جمله در استرالیا بوده است که در واقع دارای دو قسمت
است اول آن که ،جوامعی که نسبت به مرتکبان جرم از الگوی شرمنده سازی توأم با الصاق لکه رنگ و
ننگ استفاده می کنند افراد را به خرده فرهنگ های بزهکاری سوق می دهند در نتیجه آنها را به
عنوان مجرمان حرفه ای و مکرر در واقع تربیت می کنند. برایت ویت شرمنده سازی را به دو نوع شرمنده
سازی بازپذیر کننده و شرمنده سازی ناشی از الصاق رنگ و ننگ تقسیم می کند (Braithwaite, 2002: 94 ( در شرمنده سازی ناشی از الصاق رنگ و ننگ که از طریق برخی اقدامات پلیس مثل گرداندن در
خیابان ها، تشهیر و ده ها روش دیگر مورد استفاده قرار می گیرد بیش از آنکه زمینه بازگشت بزهکار به
جامعه فراهم شود زمینه طرد او از جامعه و در نتیجه استمرار فعالیت جنایی او فراهم خواهد
شد . در مقابل در شرمنده سازی بازپذیرکننده هدف آن است که بزهکار، با قرار گرفتن در نهادهای
اجتماعی و در میان کسانی که برای آنها احترام قائل است یا آنها می توانند بر او تأثیر مثبت بگذارند از
فعالیت جنایی خود دست بکشد. در واقع برایت ویت معتقد است برنامه های ترمیمی از جمله نشست ها
می توانند زمینه مناسبی برای شرمنده سازی و یا شرمساری بازپذیرکننده فراهم آورند. بطورکلی می
توان گفت عذرخواهی بزهکاران از رفتارشان )به عنوان نمادی از شرمندگی( در کاهش احتمال تکرار
جرم به ویژه در تکرار بزه دیدگی آماج جرم قبلی، مهم ارزیابی شده است . رضایت بزه دیدگان از
میانجی گری به دلیل امکان اظهار احساسشان به بزهکار و شرکت آنها در روند جبران )از طریق پذیرش
عذرخواهی و بخشش( بالا می رود.
6.اصول عدالت ترمیمی و برنامه های ترمیمی پلیس
رویکرد دیگرعدالت ترمیمی است که با تأکید برضرورت مشارکت سهام دارانی مثل جامعه محلی، بزه
دیده، بزهکار، مسئولیت پذیر کردن بزهکار نسبت به آثار ناشی از جرم و استفاده از برنامه های
ترمیمی همانند میانجیگری و امثال اینها مورد استفاده و اجرا قرار می گیرد.با در نظرگرفتن این مبانی
.)28 : اشاره ای به برخی فوائد ناشی از پلیسی گری ترمیمی می کنیم.)غلامی، 1392
1(پلیس در بهترین موقعیت جهت تشخیص ضرورت ارسال یا عدم ارسال برخی از قضایا به دادسرا و
دادگاه است . یعنی اگر به پلیس به عنوان یکی از اولین نهادهای مرتبط با مسئله بزه و بزهکاری اجازه
حداقلی از اعمال صلاحیت ها و تشخیص داده شود بدون تردید بار مراجع قضائی ذیربط در آتی کاسته
خواهد شد.
2(بزه دیدگان با وجود پلیس امنیت و قدرت بیشتری خواهند داشت.
3(احساس رسمیت در اجرای برنامه های ترمیمی.
4(احترام بزهکار و جامعه محلی به پلیس و برنامه تحت مدیریت و راهبری او.
1(جدیت بیشتر در برنامه تحت مدیریت پلیس و به همین ترتیب اینکه پلیس دارای مهارت لازم برای
مدیریت و کنترل شرایط سخت در اجرای برنامه های ترمیمی به ویژه زمانی که تعداد شرکت کنندگان زیاد
باشد نیز خواهد بود.
1(در واقع این رویکرد موجب تغییر فرهنگ پلیس و ایجاد ارتباط انسانی میان پلیس و جامعه نیز خواهد شد.
به طور کلی در برنامه میانجیگری پلیسی، پلیس، بزه دیدگان و اعضای خانواده و حامیان آنها و همچنین
بزهکاران و اعضای خانواده و حامیان آنها شهود و سایر کسانی که مستقیما درگیر بزه بوده اند نقش اصلی
را دارا می باشند. در این برنامه می بایست سعی شود مأمورانی که انتخاب می شوند دارای مهارت ارتباطی
مناسب و استعداد ایفای نقش میانجی برای نشست رو در رو باشند و آموزش های لازم را در این خصوص دیده
باشند.
7.تجارب پلیس در برخی از کشورها
در ذیل به بررسی تجارب پلیس در زمینه میانجگیری و عدالت ترمیمی پلیسی پرداخته خواهد شد.
7-1 میانجیگری و عدالت ترمیمی پلیسی در شهر تاسمانیا استرالیا
پلیس تاسمانیا بر مبنای دیدگاه عدالت ترمیمی برنامه نشست بزه دیدگان با بزهکاران نوجوان را در سال
1881 ارائه نمود این برنامه شامل موارد ذیل بود:
- برگزاری جلسه میانجیگری برای مشخص کردن نتیجه مورد انتظار طرفین.
- ثبت رسمی توافق طرفین در صورت رسیدن به تصمیم مورد رضایت آنها.
- مختومه کردن پرونده پس از حصول اطمینان از عملی شدن توافق طرفین.
- تأثیراتی که اجرای این برنامه داشت به شرح ذیل می باشد:
براساس یک ارزیابی 19 ماهه، فقط 11 درصد از 311 نوجوان ارجاع شده به برنامه در سالهای 1881 و
.)143 : 1889 مجدداً مرتکب جرم شده اند)سی هیکس، دنات و آرسنالت، 1319
در سال حدود 11 هزار تا 19 هزار ساعت از وقت پلیس در رابطه با امور مکاتباتی صرفه جویی
شد.عذرخواهی بزهکاران از رفتارشان در کاهش احتمال تکرار جرم به ویژه در تکرار بزه دیدگی آماج جرم قبلی،
مهم ارزیابی شد.رضایت بزه دیدگان از میانجیگری به دلیل امکان اظهار احساس شان به بزهکار شرکت آنها
.) در روند جبران، بالا می رود)همان، 219
7-2 میانجیگری و عدالت ترمیمی پلیسی در کشور کانادا
پلیس سوار سلطنتی کانادا برنامه محاکم عدالت عمومی برای بهبود واکنش به جرم و تأمین نیازهای بزه
دیدگان، بزهکاران و جامعه را مطرح کرد. در چارچوب این برنامه، مأمورین پلیس سوار سلطنتی کانادا از
اختیارات صلاحدیدی خود برای ارجاع پرونده ها به محاکم عدالت عمومی استفاده می کنند. محاکم عدالت
عمومی خدمات زیر را ارائه می دهند. میانجیگری بین بزه دیدگان و بزهکاران و مشاوره رو در رو
توسط نمایندگان دادگستری، بزه دیدگان، بزهکاران و اعضای نزدیک خانواده برای یافتن راه حل هایی که
برای هر مسئله مناسب تر باشد، یک مأمور آموزش دیده پلیس سوار کانادا،حاضرین را در خلال مراحل
اظهارنظر هر یک از شرکت کنندگان راهنمایی و بحث ها را به سمتی هدایت می کند که بزه دیدگان به
صراحت، صدماتی را که متحمل شده اند، اعلام کنند و بزهکاران با اثرات عمل خود آشنا شوند. شرکت
کنندگان نظرات خود را ابراز می کنند و در صورتی که به تصمیم مورد رضایت طرفین نائل شدند، رئیس
جلسه، محکمه را با رسمیت دادن به توافق و تصمیم گیری در مورد اقدامات بعدی که موجب تضمین پایبندی
به قرار داد شود، پایان می دهد. براساس نظرسنجی که در سال 1881 به عمل آمد، 81 درصد از شرکت
کنندگان احساس می کردند که توافق یا نتیجه جلسه کاملاً منصفانه یا بسیار منصفانه بوده است و 91
.) درصد از بزهکاران شرایط توافق را رعایت کرده بودند)همان، 222
7-3 میانجیگری و عدالت ترمیمی پلیسی در کشور فرانسه)میانجیگری سرویس(
در سال 1884 نیروهای پلیس توافق نامه هایی را با دستگاه قضایی )دفتر دادستان کل کشور( و انجمن های
عالی میانجیگری امضا کردند که اجازه می داد پرونده های قضایی )که از طریق گزارش یا
شکایت نزد آنان مطرح شده و مناسب برای میانجیگری تشخیص داده شده( به انجمن های میانجیگری ارجاع
شود: این فرایند نوعاً به این شکل است که یکی از طرفین درگیر در اختلاف به کلانتری مراجعه و شکایت
خود را مطرح میکند. مأمور پلیس با توجه به موضوع اختلاف وشمول آن در قلمرو میانجیگری، با دفتر
دادستان تماس حاصل و موافقت وی را جهت ارجاع پرونده به میانجیگری جلب و سپس قرار ملاقاتی
برای طرفین مستقیماً در شورای میانجیگری می گذارد. صورتجلسات مکتوب که وضعیت را توصیف می کند در
همان زمان تنظیم می شود و پلیس از نتایج میانجیگری مطلع می شود . سیستم مشابهی برای نوجوانان به
منظور اجازه ترمیم مستقیم یا غیرمستقیم خسارات وارده توسط آنان )در موارد دیوار نویسی، خرابکاری و غیره(
تدارک دیده شده است پس از ارائه پیشنهاد توسط یک افسر پلیس یا دادستان، نوجوانان توسط انجمن های
خاص مورد نظارت قرار می گیرند.
- میزان تاثیر اجرای برنامه به شرح ذیل می باشد:
این رویکرد، تصمیم گیری در مورد مسائلی را امکان پذیر ساخته است که در بیشتر موارد در گذشته حل
نشده بود. این رویکرد راه حل نهایی برای درگیری های مکرر را نیز ارائه می دهد . مأموران پلیس می توانند
بیشتر انرژی خود را به جرائم مهم معطوف کنند.ارقام مربوط به این برنامه درشهر استراسبورگ فرانسه )جمعیت
تقریبی 391 هزار نفر( چنین است:
11 درصد از موارد میانجیگری بدون سیر مراحل قضایی مستقیماً توسط پلیس و ژاندارمری انجام شده
است . این امر موجب کاهش تراکم پرونده های دادگستری شده است . از 211 موردی که در سال 1881
به میانجیگری ارجاع شده، 89 مورد ) 31 درصد( شامل درگیری های خانوادگی، 13 مورد ) 24 درصد(
1 درصد از موارد شامل طرفینی است که قبل از درگیری همدیگر را نمی / مشکلات همسایگی و فقط 1
شناخته اند. 91 درصد از کسانی که احضار شده اند در میانجیگری حاضر شده و 12 درصد از پرونده ها
.) با توافق طرفین مختومه شده است)همان، 233
نتیجه گیری
استقرار عدالت واقعی تنها با اجرای عدالت مبتنی بر سزادهی ممکن نیست. عدالت ترمیمی روشی است که می
تواند مکمل عدالت سنتی سزاده محسوب و به آن امکان تحرک، پویایی و اصلاح را اعطا نماید. لذا نباید به این
الگو به عنوان نمونه ای که الغاگر کیفر است و یا الگویی که باعث تخریب الگوی سزادهنده است، نگریست.
عدالت زمانی محقق می شود که در جهت اصلاح آسیب های ناشی از بزه، جبران و التیام آن، نیازهای مادی و
معنوی بزه دیده شناسایی و در جهت رفع این نیازها تلاش شود. در واقع فرآیندهای اجباری و یک سویه
عدالت سزادهنده باید در جهت نیل به هدف والای سازش و آشتی به فرآیندهای داوطلبانه توافقی، تغییر
کنند. گسترش برنامه های ترمیمی بیانگر این واقعیت است که اکثر نظام های کیفری الگووارة ترمیمی را
در کنار عدالت سزادهنده پذیرفته اند. نکتة قابل توجه در جایگزین نمودن فرآیندهای ترمیمی، ضرورت
ارتقا فرهنگ در جوامع است، زیرا در جوامعی که از نظر فرهنگی ضعیف اند، پاسخ های ملایم به بزه ممکن
است به تشدید بزهکاری بینجامد. بدون شک نقش پلیس در رویکرد بزه دیده محور و اجرای برنامه های
عدالت ترمیمی بی بدیل است. زیرا پلیس نهادی است که در اکثر کشورها عموم مردم به آن اعتماد دارند و به
دلیل این اعتماد در مراحل نخستین بزه دیدگی به آن مراجعه می کنند. لزوم پاسخگویی سریع و مؤثر پلیس
به پدیده مجرمانه و استفاده از برنامه های ترمیمی در زمان مناسب، ضمن جلوگیری از گسترش انتقام
های شخصی، بزه دیدگی ثانویه، اطاله دادرسی و مراجعه بی مورد افراد به نظام کیفری، باعث التیام آلام و جبران
خسارات مادی و معنوی بزه دیده خواهد شد. توجه پلیس به بزه دیدگان خاص و بالقوه همچون سالمندان،
کودکان و زنان که در معرض آسیب دیدگی بیشتر قرار دارند و انجام اقدامات پیشگیرانه و اجرای برنامه
های ترمیمی در توسعه عدالت قضایی تأثیرگذار است. . باتوجه به اهمیت نقش پلیس در اجرای عدالت
ترمیمی و نتایجی که از اجرای این برنامه ها در نظام قضایی آشکار می گردد، لزوم اعطای اختیارات قانونی به
پلیس، تأمین منابع انسانی آموزش دیده، اهتمام به مباحث جامعه محوری پلیس و التفات به اجرای حقوق
شهروندی ضرورری می نمایاند. در ایران در سال های اخیر اقدامات مؤثری همچون تأسیس دوایر مشاوره
و مددکاری در کلانتری ها صورت گرفته است. اغلب افرادی که در این دوایر مشغول به خدمت هستند،
دارای تخص حقوقی و روان شناختی هستند که نتایج اقدامات ترمیمی آنها در پرونده های متعددی منجر به
صلح و سازش شده است. با این حال، با توجه به حجم زیاد پرونده های ورودی به کلانتری بیم این می رود
که دیدگاه کمیت مدار بر دیدگاه کیفیت محور غالب شده و عدم توجه عمیق و اصولی به پدیده مجرمانه باعث
تکرار مجدد و تشدید بزه شود. نظام عدالت کیفری ایران و مبانی شرعی آن از ظرفیت های ترمیمی بالقوه بالایی
نسبت به دیگر نظام های کیفری برخوردار است که این امکان را فراهم میکند تا از اندیشه ها و فرایندهای
عدالت ترمیمی بهره ببرد. به عبارت دیگر، به دلیل تخصی و فنی بودن هدایت فرآیندهای عدالت ترمیمی برای
دستیابی به اهداف آن، تحول در سیاست جنایی تقنینی و به تبع آن تغییر در سیاست جنایی اجرایی و
قضایی، اجتناب ناپذیر است. در عرصه تقنیینی با تصویب قانون آیین دادرسی کیفری شاهد اقدامات مناسب،
ولی ناکافی در عرصه تعمیم برنامه های غیررسمی قضایی از جمله برنامه های ترمیمی در تمام سطوح از
جمله ابعاد اجرایی که متولی آن نهادهای اجرای قانون از جمله پلیس می باشد، هستیم. آنچه در تدوین این
قانون در این مورد به آن پرداخته شده این مطلب است که باید در بعد اجرایی و به ویژه پلیسی، با درک
ظرفیت های موجود و معرفی استانداردها و معیارهای عدالت ترمیمی، رویه های غیرکیفری و غیررسمی نیز به
عنوان مکمل سایر روش ها، در کنار حقوق کیفری جهت استفاده سیاست گذاران جزایی به رسمیت شناخته
شود. امری که درباره نهادهای اجرایی عدالت کیفری از جمله پلیس، جز از طریق تغییر راهبردهای سیاست
کیفری دولتی به سیاست جنایی مشارکتی و تحول در سازمان پلیس سنتی به سوی سازمانی نوین و جامعه
محور ممکن نخواهد بود . به این منظور پیشنهاد می گردد که : اول، در راستای افزایش برنامه های عدالت
ترمیمی در پلیس، قانونی تصویب شود که حدود و ثغور اختیارات و برنامه های کنشگران مؤثر در
عدالت ترمیمی از جمله پلیس به عنوان نهادی در دسترس و مهم مشخص گردد، دوم، از آنجایی که پلیس به
عنوان اولین نهاد مرجوع علیه توسط بزه دیدگان مورد توجه است، بهصورت ملموس و مشروع اختیارات پلیس
در اجرای برنامه های ترمیمی افزایش و فراتر از صرف اقدامات ضابطیت تعمیم یابد، سوم، از منظر ساختاری
تحول و معماری بنیادین در ابعاد سازمانی و آموزشی پلیس به سوی پلیس جامعه محور، و از حیث مأموریتی
از سیاست های کیفری به سوی سیاست های جنایی مشارکت محور صورت گیرد، چهارم، سطوح برنامه
های پلیسی تعامل گونه و راهبردی با دیگر ارگان های جامعه مدار مانند بهزیستی، کمیته امداد، سازمان
های مردم نهاد و ... ارتقا یابد تا بتوان همگام با دیگر کشورها و حتی با توجه به پشتوانه دینی و ملی، بالاتر از
آنها برنامه های ترمیمی را اجرا نمود.پنجم: با وجود برخی موفقیت های کسب شده توسط واحدهای مددکاری
و مشاوره، کماکان مشکلاتی پیش روی این واحدها وجود دارد. کمبود بودجه تخصیص یافته به واحدها، عدم
استفاده از متخصان آموزش دیده با اصول ترمیمی و عدم آشنایی شهروندان در خصوص توانایی های آنها در
برقراری سازش موجب شده تمام ظرفیت های بالقوه این واحدها مورد استفاده قرار نگیرد. حل این مسائل
موجب مراجعه کمتر شهروندان به نظام قضایی و در نتیجه کمتر شدن بار سنگین پرونده های مطروحه در
محاکم خواهد شد.
منابع
الف. فارسی
1.بارانی، محمد و یار احمدی، مسعود ،ارزیابی اصولی عدالت ترمیمی در میانجیگری پلیس ) مورد مطالعه:
کلانتری های تهران( ، در دانشنامه عدالت ترمیمی، زیرنظر محمد فرجیها، چاپ اول، تهران: نشر میزان،
.1381
2.ترویانوویچ، رابرت؛ باکوروکس،بانی، پلیس جامعه محور، ترجمه مرکز مطالعات و تحقیقات کاربردی طرح و
. برنامه ناجا.چاپ اول .تهران: فرات، تابستان 1393
3.سلیمی، اکبر، الگوی مدیریت پیشگیری اجتماعی از بزهکاری نوجوانان، رساله دکتری، دانشگاه علوم انتظامی
. امین، 1381
4. سی.هیکس،دیوید؛ دنات،فرانتس؛ و آرسنالت،برنارد. تجربیات امید بخش پلیس در مشارکت برای
پیشگیری از جرم. ترجمه غلامرضا محمد نسل.تهران: دفتر تحقیقات پلیس پیشگیری ناجا، 1391 .
1.شیری، عباس ،رفتار کرامت مدار با بزه دیدگان، فصلنامه مطالعات پیشگیری از جرم، سال دوم، شماره چهارم،
. پاییز 1391
.1392 ، 1.غلامی، حسین، عدالت ترمیمی، اصول و روش ها، فصلنامه دانش انتظامی، شماره 4
1.غلامی، حسین. میانجیگری پلیسی. ارائه شده درپیش همایش ملی پیشگیری از وقوع جرم.تهران: دانشگاه
. تهران، تیرماه 1391
9.محمد نسل،غلامرضا، رویکرد های پلیسی برای پیشگیری از جرم". فصلنامه پیشگیری از جرم. سال دوم .
. شماره پنجم.زمستان 1391
8.نجفی ابرندآبادی، علی حسین ،تقریرات جرم شناسی )عدالت ترمیمی(، دوره دکتری حقوق جزا و جرم
. شناسی، دانشگاه تربیت مدرس، 1393
ب. منابع انگلیسی
1.Ashworth, A. (2002), "Responsibilities, rights and restorative justice", British Journal of Criminology, Vol. 42 (3), pp.578-595.
2.Braithwaite, J. (2002), Restorative justice and responsive regulation, Oxford: Oxford University Press.
3.Hoyle, C. (2012), "Victims, the criminal process, and restorative justice", in Maguire, M, Morgan, R. & Reiner, R., (Eds.), The Oxford handbook of criminology, Fith Edition, Oxford: Oxford University Press, pp.398-425.
4.Marshall, T. (1996), "The evolution of restorative justice in Britian", European Journal on Criminal Policy and Research, Vol.4 (4), pp.21-43.
5.Peters, T. (2001), Victimization mediation ET pratigues orients vars la reparation in R Cario ET D.salas, (Eds.), d justice ET victim's lavers Harmattan, Vol.1.
6.Young, R. & Hoyle, C. (2003), "New improved police-led restorative justice? Action-research and the thames valley police initiatice", in Von Hirsch, A., Roberts, J.V. & Bottoms, A. (Eds.), Restorative justice and criminal justice: Competing or reconcilable paradigms, Oxford: Hart Publishing, pp.273-291.
چکیده مقاله به انگلیسی:
Realizing the goals of restorative justice requires actors who, while familiar with the principles and goals of restorative justice, also believe in its principles. Undoubtedly, the role of the police in the victim-centered approach to implementing restorative justice programs is unmatched. Because police are an institution most people trust in most countries, and because of that trust they come to it in the early stages of victimization. The need for police to respond quickly and effectively to criminal phenomena and to use repair programs at the right time, while avoiding The proliferation of personal revenge, secondary victimization, prosecution, and indiscriminate access to the penal system will heal and compensate for material and moral damages. The success of the police in this way will require changes in the structure and attitude of the police. These requirements include changing the strategy from violent to participatory-centered criminal policies and moving along the path of sovereignty based community policing. Therefore, given the importance of the role of the police in the exercise of restorative justice and the consequences that come from implementing these programs in the judicial system. The need to provide police with legal authority, trained human resources, and the need to focus on community-based policing and citizenship issues is essential. The research method is applied in terms of purpose and in terms of the nature of the descriptive-analytic study using library and documentary method
چکیده کلید واژاه ها به انگلیسی:
Mediation, Restorative Police, Restorative Justice
:
.

1.بارانی، محمد و یار احمدی، مسعود ،ارزیابی اصولی عدالت ترمیمی در میانجیگری پلیس ) مورد مطالعه:
کلانتری های تهران( ، در دانشنامه عدالت ترمیمی، زیرنظر محمد فرجیها، چاپ اول، تهران: نشر میزان،
.1381
2.ترویانوویچ، رابرت؛ باکوروکس،بانی، پلیس جامعه محور، ترجمه مرکز مطالعات و تحقیقات کاربردی طرح و
. برنامه ناجا.چاپ اول .تهران: فرات، تابستان 1393
3.سلیمی، اکبر، الگوی مدیریت پیشگیری اجتماعی از بزهکاری نوجوانان، رساله دکتری، دانشگاه علوم انتظامی
. امین، 1381
4. سی.هیکس،دیوید؛ دنات،فرانتس؛ و آرسنالت،برنارد. تجربیات امید بخش پلیس در مشارکت برای
پیشگیری از جرم. ترجمه غلامرضا محمد نسل.تهران: دفتر تحقیقات پلیس پیشگیری ناجا، 1391 .
1.شیری، عباس ،رفتار کرامت مدار با بزه دیدگان، فصلنامه مطالعات پیشگیری از جرم، سال دوم، شماره چهارم،
. پاییز 1391
.1392 ، 1.غلامی، حسین، عدالت ترمیمی، اصول و روش ها، فصلنامه دانش انتظامی، شماره 4
1.غلامی، حسین. میانجیگری پلیسی. ارائه شده درپیش همایش ملی پیشگیری از وقوع جرم.تهران: دانشگاه
. تهران، تیرماه 1391
9.محمد نسل،غلامرضا، رویکرد های پلیسی برای پیشگیری از جرم". فصلنامه پیشگیری از جرم. سال دوم .
. شماره پنجم.زمستان 1391
8.نجفی ابرندآبادی، علی حسین ،تقریرات جرم شناسی )عدالت ترمیمی(، دوره دکتری حقوق جزا و جرم
. شناسی، دانشگاه تربیت مدرس، 13